تبليغاتX
Welcome to your own website every body! شهاب
 

خداوند روز اول آفتاب را آفرید

                           روز دوم دریا

                            روز سوم صدارا

                               روزچهارم رنگهارا 

                                     روز پنجم حیوانات

                                        روز ششم انسان را

و روز هفتم خداوند اندیشید دیگر چه چیزی را نیافریده است.پس تو را برای من آفرید.

          

نوشته شده توسط شهاب در چهارشنبه 7 آذر1386 |

بيوگرافي سامي يوسف

سامي يوسف در جولاي سال 1980 به دنيا آمد . او در يك خانواده هنرمند و علاقمند به موسيقي و اصلا آذري زبان متولد شد و به اين ترتيب اجراي موسيقي جزء مهمي از زندگي اش محسوب مي شد. سامي در آغاز از پدرش تعليم مي ديد . وي ( پدرش ) يك آهنگساز ، شاعر و موزيكدان با استعداد و مشهور بين المللي است .

                                                            

سامي دوران كودكي را در لندن پشت سر گذاشت و سعي كرد در سن جواني بسياري از آلات موسيقي را فراگيرد و به تدريج شروع به خواندن و سرودن ترانه هاي زيبا كرد. او موسيقي را از موسسات زيادي فرا گرفت و همينطور به كمك نوازندگان مشهور در آكادمي Rayal واقع در لندن كه يكي از موسسات معتبر و مشهور دنياست .

                                     

سامي شروع به سرودن شعر در سنين بسيار جواني كرد . او از صداي زيبايي همراه با يك دانش و آگاهي كامل از نت موسيقي و هماهنگي آنها برخوردار است .او همچنين داراي قدرت يادگيري زياد و كاملي در زمينه مهم موسيقي شرقي است .

 

و به راستي اشخاصي با اين خصوصيات كم پيدا مي شوند . سامي همچنين يك فرد مسلمان است و ديدش به موسيقي با اهداف ترويج پيام اسلام و تشويق جوانان به افتخار به دين و مذهب و هويت و شخصيت خودشان است .

                             

                          خداوند مريم را براي من نگاه دارد

نام عشق من مريم است , او عشق اول و آخر من در زندگی می باشد این جوابی است که سامی یوسف , به تمامی خبرگزارانی که در مورد خبر ازدواجش از او پرسیده بودند داد.

 

او هم سن سامی یوسف است یعنی ۲۷سال دارد سامی از مدتها پیش , در آرزوی دوست داشتن کسی بود که بتواند, بنابر سنت پیامبر و خداوند به او عشق بورزد تا اینکه با مارگارت یا همان مریم  دیدار کرد.

 

و از همان لحظه های نخستین , عشق مریم در سرتاسر وجود سامی قرار گرفت مریم عشق من است , من واقعا پروردگار بزرگ را شکر می گویم که همسری اینچنین با تقوا و با ایمان به من بخشید سامی اینچنین عشق خویش را به مریم توصیف می کند عشقی که دوستان نزدیک سامی , آن را  باشکوه تر از داستان  لیلی و مجنون و رومیو و ژولیت می دانند.

 

اما آن دختری که توانست دروازه ی قلب سامی یوسف را بگشاید چه کسی است دختری که اینچنین باعث شد سامی به او عشق بورزد و زندگی جدیدی را برای او گشود مارگارت دختری آلمانی می باشد که چهار سال پیش به اسلام گروید.

 

او که به دنبال زندگی واقعی بود, مدتها در مورد اسلام و مسلمانان به جستو جو و بحث پرداخت و در آخر با رضایت خاطر مسلمان شد, تا بتواند زندگی جدیدی  را همراه با راستی و درستی  آغاز کند
مریم مشغول تحصیل در دانشگاه آلمان می باشد و اشتیاق او برای فراگیری اسلام از زمانی پدیدار گشت که سفری را از طرف دانشگاه به لندن انجام داد.

او در این سفر با تعداد زیادی از مسلمانانی که , به کشور انگلستان مهاجرت کرده بودند آشنا شد در این بین چندی از دوستان سامی نیز بودند که با مریم دیدار کردند و سپس شروع به توصیف مریم برای سامی نمودند. سامی می گوید: بعضی از دوستانم به من اطلاع دادند که دختر پرهیزگاری به دانشگاه اسلامی لندن آمده است و به من پیشنهاد ازدواج با او را دادند و من خدا را شکر توانستم تمام آن چیزهایی که دوستانم توصیف کرده بودند و حتی بیشتر را در وجود همسرم بیابم.

اس ام اس و مسنجر تنها شاهدان این عشق پرشور بودند با توجه به کار سامی و اینکه مجبور بود هرچند وقت یکبار به خارج از انگلستان سفر کند و همچنین مریم که مجبور بود برای ادامه ی تحصیل به آلمان برود تنها موبایل و اس ام اس بود که همچون پلی بین آن دو ارتباط برقرار می کرد ولیکن با وجود این , آنها حتی یک لحظه نیز از یکدیگر غافل نمی شدند ناگهان سامی تصمیم می گیرد که قبل از اسباب کشی, به آپارتمانی که در نظر گرفته بود, مراسم ازدواج را انجام دهد او که آپارتمانی را در انگلستان برای سکونت در نظر گرفته بود در یک اقدام غیر منتظره تصمیم به زندگی در مصر گرفت.

 

سامی مخالف برپایی جشنی بزرگ بود او می گوید: ترجیح دادم که جشنی کوچک با حضور دو خانواده در انگلستان بگیریم اگرچه ماه عسل رویای هر نوعروسی است ولیکن اوضاع مریم متفاوت است با توجه به  کار سامی که مجبور بود چندین کنسرت را اجرا کند در نتیجه ناگزیر به عقب انداختن ماه عسل شدند بعد از آن سامی به مدت یک هفته به آلمان سفر کرد و بعد از مدتی همراه با نوعروس خویش برای زناشویی و ماه عسل به شهر قاهره سفر کرد سامی عنوان می کند که بعد از پایان درس مریم برای همیشه به قاهره سفر خواهند کرد و در آنجا سکنی خواهند گزید زیرا که اکثر کنسرت های سامی یوسف در کشور مصر انجام می شود و او می خواهد که در تمام کنسرت هاعشق خویش را در مقابل خود ببیند او ادامه می دهد من این تصمیم را تنها زمانی گرفتم , که مریم با آن موافقت کرد.

 

خداوند مریم را برای من نگاه دارد سامی با گفتن این سخنان رو به آسمان می کند و از خداوند می خواهد که شوهری خوب و مهربان برای با ارزشترین زن دنیا باشد.

نوشته شده توسط شهاب در جمعه 6 مهر1386 |
 
 

نمیدونم چرا و بدون هیچ مطلبی این پست را گذاشتم...

...

 

نوشته شده توسط شهاب در دوشنبه 1 مرداد1386 |
 

                اسم شركت هاي مهم كامپيوتري چگونه انتخاب شده است؟


Apple

ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل، سيب بود و بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت.


Adobe 

اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناك، عبور مي‌كند.


Google

گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با صد تا صفر جلوي آن. مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي ادعا مي‌كنند كه اين موتور جستجو مي‌تواند اين تعداد اطلاعات (يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد .


Cisco 

مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو است كه يكي از بزرگترين شهرهاي امريكا است.


HP

این شركت معظم  توسط دو نفر بنام هاي بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد. اين دو نفر براي اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور  به استفاده از روش قديمي شير  یا خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد.


Hotmail

اين سايت يكي از سرويس دهندگان پست الكترونيكي به وسيله صفحات وب است. هنگامي كه مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت انتخاب كند علاقه‌مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان پست الكترونيك به کلمه mail  ختم شده و دوماً برروي وبي بودن آن نيز تأكيد شود Html بنابراين این  نام را انتخاب كرد. 


Microsoft

MICROcomputer SOFTwaree

نام شركت ابتدا به صورت  بالا  نوشته مي‌شد ولي به مرور زمان به صورت فعلي در آمد.که  مخفف  است. دليل نامگذاري شركت به اين اسم نيز آن است كه بيل گيتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهاي ميكروكامپيوتر ها تأسيس كرد.


Intel 

INTergrated Electronicss

از آنجايي كه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روي ساخت مدارات مجتمع ايجاد شد نام آن را  يا به طور مختصر INTEL نهادند.


Oracle

مؤسس شركت اوراكل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس شركت روي پروژه‌اي براي CIAA  كار مي‌كردند . اين پروژه كه اوراكل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادي اطلاعات بتواند  جواب تمام سؤال‌هاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراكل در اساطير يوناني الهه الهام است. اين دو نفر پس از پايان اين پروژه شركتي تأسيس كرده و آن را به همين اسم نامگذاري كردند.


Motorola

شركت موتورولا با هدف درست كردن بي سيم و راديوي اتومبیل كار خود را آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل در آن زمان شركت  victoria بود مؤسس اين شركت يعني آقاي پال كالوين نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي كلمه موتور نيز به نوعي در اسم شركتش وجود داشته باشد.


Sony 

از كلمه لاتين

Sonus

به معناي صدا مشتق شده است.


Red Hat

مؤسس شركت آقاي مارك اوينگ در دوران جواني از پدربزرگش كلاهي با نوارهاي قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولي در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زماني كه اولين نسخة اين سيستم عامل آماده شد مارك اوينگ آن را همراه با راهنماي كاربري نرم افزار در اختيار دوستان و هم دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنماي كاربری، درخواست براي تحويل كلاه قرمز گم شده» بود.


Xerox 

كلمه Xer در زبان يوناني به معناي خشك است و اين براي تكنولوژي كپي كردن خشك در زماني كه اكترا كپي كردن به روشهاي فتوشيميايي انجام مي‌گرفت فوق العاده حائز اهميت بود.


SUN

 Standford University Network

اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد تأسيس شد. ومخفف عبارت بالا   مي‌باشد.


 Yahoo

اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفرهاي گاليور مورد استفاده قرار گرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است . مؤسسين سايت  جري يانگ و ديويد فيلو نام سايتشان را Yahoo  گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم  این طوری هستند.

                                                                                 منبع: مجله رايانه

نوشته شده توسط شهاب در شنبه 9 تیر1386 |
 

                    یک اتفاق جالب

برای دیدن لطفا" بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شهاب در شنبه 9 تیر1386 |
 

درقم و مشهد دانشگاه دخترانه تاسيس مي شوند

مساله دختر و پسر بودن

چند روز پیش معاون آموزش وزیر علوم درگفتگو با ایسنا خبر داده بود در بعضی از شهرهای کشور از جمله قم و مشهد دانشگاه دخترانه تاسیس می شود . این در حالی است که نسبت دانشجویان دختر به پسر کم کم از شش به چهاردهم بيشتر مي شود و زمزهايي (و گاه فراتر از زمزمه )برای سهميه بندی جنسيتي در رشته های خاص به گوش مي رسد که عده ای از آن به عنوان قرار دادن رشته های سطح بالا در انحصار مردان ومحصور کردن دخترها به دانشگاه هاي دخترانه ياد مي کنند. آنچه صاحب نظران را نگران مي کند اين است که گسترش دانشگاه هاي تک جنسيتي و به خصوص دخترانه،روند زنانه و مردانه شدن يا به عبارتي تفکيک جنسيتي را تندتر کند ونهايتاً منجر شود به کشيده شدن ديواره هاي بزرگ اجتماعي ميان دو جنس زن ومرد.

دختر و پسرها کي قرار است همديگر را بشناسند؟

براي جويا شدن نظر دانشجويان درباره اين خبر سراغ  دانشکده زبان دانشگاه تهران رفته ايم که اکثر دانشجويان آن دخترند و درميان دانشکده هاي دانشگاه تهران به دانشگاه دخترها معروف است . آنچه با شنيدن اين خبر به فکر دانشجو ها مي رسد ،کاملا خلاف چيزي است که معاون وزير گفته ، اکثر دانشجويان به جاي اينکه به خاطر ايجاد امکان براي تحصيل دختران  خوشحال شوند از جداسازي دختر و پسر ناراحت مي شوند.

شيرين وطن دوست دانشجو زبان و ادبيات ايتاليايي  صدرصد با اين طرح مخالف است . او معتقد است :این طور جدا سازي  در جايي مثل بيمارستان ها معقول است اما در دانشگاه نه. بايد ديد هدف چنين تفکيکي چيست ؟دانشگاه اشل کوچک جامعه است و اگر امروز دانشگاه ها جدا شوند ، فردا بايد شاهد تفکيک در جامعه باشيم.

مهرناز شفيعيان هم کلاس او معتقد است : بالاخره دختر وپسر کي قرار است همديگر را بشناسند ؟ منظورم شناخت براي دوستي و ازدواج نيست. منظور شناخت جنس مخالف با روحيات و عقايدش است . دانشگاه مي تواند سالم ترين واخلاقي ترين محيط برای شناخت دختر و پسر باشد . در چنين محيط هايي رقابت به وجود مي آيد رقابتي که سطح علمي را بالا مي برد.

فرزانه فيروز کوهي پارافراتر مي گذارد و مي گويد :از همان اول نبايد دو جنس را ازهم جدا کنند . اگر دختروپسر از ابتدا با هم باشند به حضور هم دراجتماع عادت مي کنند تعاملات مناسبت تري نسبت به زماني که از هم جداهستند خواهند داشت

اعظم شيری هم مثل دوستش فکر مي کند و مي گويد:ديگر زمان اين طرح ها گذشته است.

کتايون جان زمين تنها کسي که به (( ايجاد امکان تحصيل براي دختران )) اشاره مي کندو مي گويد : خانواده های سنتي زياد وجود دارند که اجازه نميدهند دخترشان با هيچ نامحرمي حتي حرف بزنند در نتيجه اجازه نميدهند برای تحصيل به دانشگاه بروند. چون در دانشگاه چيزي به نام (( پسر)) وجود دارد . از اين نظر تاسيس اين دانشگاه ها نکته مثبت دارد.اما اين دانشجويان بايد فکر کارکردن در جامعه را از سر بيرون کنند، مگر اينکه در ادامه اين طرح، براي ايجاد فضا کارهاي زنانه هم فکري شود.

مفهوم دانشگاه تک جنسيتي را اشتباه گرفته اند

دانشگاه های تک جنسيتي مختص به ايران نيست.در ايالات متحده هفت دانشگاه دخترانه وجود دارد اما مفهوم اين دو دانشگاه کاملا متفاوت است.

شيرين افضلي دانشجوي رشته کارشناسي ارشد مطالعات زنان به اين نکته اشاره می کند و توضيح مي دهد :  دردانشگاه هاي تک جنسيتي کشورهاي پيشرفته ، نظير آنچه در آمريکا هست ،به دختران ديدگاه جنسيتي آموزش مي دهند . رشته هاي آنها خاص است  و به گونه است که اعتماد به نفس و توانايي آنها را افزايش مي دهد.البته اين طور نيست که استاد مرد نداشته باشند ، کادر اداری شان کاملاً زنانه باشند و هيچ مردي نتواند وارد دانشگاه شود. بر عکس دانشجويان دختر مي توانند در کلاس هاي مشترک با پسرها هم شرکت کنند. او به عنوان تحقيق درسي درباره دانشجويان الزهرا مطالعه کرده است : اکثرشان از جو دبيرستاني دانشگاه گله دارند و معقتدند جو دانشگاه خموده است .

نسرين جنبه هاي مثبت چنين دانشگاه هايي را نيز متذکر مي شود : البته نبايد فراموش کرد اگر الزهرا وجود نداشت بعضي از دختران تيز هوش وکوشا به خاطر محدوديت هاي خانوادگي از تحصيل محروم مي شدند.اما فراموش نکنيم اين فرهنگ است بايد کم کم مترقي شود جدا کردن دانشگاه ها باعث مي شود ساختارازدواج سنتي شکسته نشود و شوهر اولين مرد باشد که زن در زندگي اش مي بيند.او درباره رشته هايي که قرار در اين دانشگاه ارائه شود پيش داوري نمي کند و مي گويد : فقط اميدوار است که رشته هاي کودک ياری و همسرداری ارائه نشود . اما اميدوارم  رشته هاي مرتبط با علوم انساني که بازار کارخوبي ندارند ارائه نشود و اين طرح در راستاي سهميه بندي جنسيتي ، که مردها برای انتخاب در رشته هاي فني به زن ترجيح مي دهد نباشد. نکند تاسيس دانشگاه هاي دخترانه ،خانواده را تشويق کند که دخترشان فقط به اين  دانشگاه ها بفرستد.نسيم سرابندی دانشجوي رشته جامعه شناسي هم با اين طرح مخالف است و مي گوید : همانطور که اتوبوس و مترو وصف هاي نانوايي و .. جدا است دانشگاه ها را هم جدا مي کنند تا ارتباط بين دوجنس مخالف از بين برود، حال آنکه فضاي دانشگاه فرصتي است که دو جنس پس از سال ها دوري مي توانند با هم رقابت  گفتگو و بحث بپردازند . آیا بهتر نِيست بودجه اي که قرار است صرف ساخت اين دانشگاه ها شود به مصرف دانشگاه هاي موجود برسد که امکانات کمي دارند ؟ . نسيم معتقد است اين طرح نه تنها به نفع دخترها نيست بلکه به ضرر آنها است و در ادامه مي گويد : هر تلاشي که براي تفکيک در جامعه مشکلات اجتماعي را زياد تر مي کند. اگرقرار است محيط اين دانشگاه زنانه باشد ، محيط رقابتي نابود مي شود و سطح علمي پايين مي آید. اين طرح به نظر من ادامه جدا کردن کلاس ها و راهرو هاست.

 

ماجرای دانشگا الزهرا

الزهرا تنها دانشگاه دولتي دخترانه است که مورد انتقاد بسياري قرار گرفته است و عده ايي  آن را تجربه اي ناموفق در دانشگاه هاي تک جنسيتي مي دانند. الزهرا در 1343 تاسيس شد و با 90 دانشجو به نام (( مدرسه عالی دختران )) آغاز به کار کرد و علاوه بر رشته هاي مترجمي زبان هاي خارجي،منشي گري، روانشناسي، تدريس و خانه داري را نيز در برنامه فعاليت هاي خود قرار داد .در 1354 مدرسه عالي دختران تبديل به دانشگاه شد و از سال 1356 در قالب مجموعه اي از چهار دانشکده علوم پايه ، ادبيات و علوم انساني ، علوم مديريت و اقتصاد در آمد. بعد از انقلاب مدرسه عالی دختران به  الزهرا  تبديل شد. درسال 1373 دانشکده هاي علوم تربيتي  وروانشناسي ، تربيت بدني ، علوم ورزشي و فني و مهندسي  هم به مجموعه دانشکده الزهرا اضافه شدو درسال 1380 نيز با تفکيک چند دانشکده تعداد دانشکده هاي الزهرا به عدد هشت رسيد .زمين الزهرا را خيري همان چهل سال پيش وقف دختران کرده بود. به خاطر همين تلاش ها زهرا رهنورد رييس سابق دانشگاه الزهرا براي پذيرش دانشجوي پسر، به دليل مغايرت با شرع بي نتيجه ماند. رهنورد آرزو داشت زنان به آزادي بيان و قلم و انديشه برسند و درپرتو آموزهاي مدرن دنياي معاصر و مبين اسلام متعالي شوند.

هدي مقدم فارغ التحصيل رشته اديان  و عرفان دانشگاه الزهرا مي گويد : دانشجويان در دانشگاه ما همه دخترند.استادان وکادر اداری هم غالبا دخترند . چادر هم از پيش از آمدن خانم رهنورد اجباري بود . فضاي دانشگاه بيش از حد تک جنسيتي است . در حالي که در دانشگاه به عنوان يک محيط علمي بايد دو جنس زن و مرد وجود داشته باشند، چون ديدگاه هاي آن متفاوت است  و ديدگاه متفاوت بحث و جدل ، بحث و جدل پويايي دانشگاه را به دنبال دارد. ما حتي براي ترتيب دادن همايش هاي علمي مشکل داريم . چون حضور مردان در دانشگاه تابو به شمار مي آيدحتي اگر اين مردان از دانشگاه هاي ديگر بيايند.

طاهره ميرزايي هم به عنوان کسي که درالزهرا درس مي خواند مشکل دانشگاهش را در نبودن فرصت برای تعامل سالم با جنس مخالف مي داند و  مي گويد  : از نظر علمي فکر نمي کنم بين ما و دانشگاه ديگر تفاوتي وجود داشته باشد تنها مورد اين است که دانشجويان ما بعدها احتمالا در برخورد با جنس مخالف به مشکل برمي خورند

دکتر ليلا هوشنگي استاد دانشگاه الزهرا اجراي تاسيس دانشگاه دخترانه را مستلزم تحقيق و آمارگيري دقيق مي داند و مي گويد : الزهرا مورد ويژه ای است که به خاطر مسائل شرعي  ووقفی بودن منحصرا به دخترها اختصاص داده شده اما بايد ديد به لحاظ جامعه شناسي و روانشناسي آيا اين کار درستي است. برای من به عنوان يک استاد تدريس در دانشگاه تک جنسيتي راحت ترا است چون کلاس را آسان تر و بهتر اداره مي کنم. اما بايد به تحقيق به روحيات دانشجويان وخوبي ها و بدي هاي جداشدن آنها پرداخت و در نهايت تصميم گرفت.

يک حقوقدان معتقد است طرح ايجاد دانشگاه های دولتي دخترانه دو هدف اصلي دارد : اولين هدف جداسازي جنسيتي است  ومساله اين است که دختر وپسر از لحاظ فيزيکي از هم جدا شوند .

دانشگا الزهرا یک استثنا است . قبل از انقلاب و در اوايل آن کشوري داشتيم که کمتر سراغ آموزش عالي مي رفتند و ايجاد دانشگاه دخترانه خانواده را تشويق مي کرد که دخترشان را به دانشگاه بفرستند. اما حالا که 66 درصد دانشگاه هاي دخترند ايجاد دانشگاه دخترانه ضرورتي ندارند .در نتيجه دانشگاه دخترانه ايجاد مانع و مصداق تفکيک جنسيتي در فضاي اجتماعي است.

وی در ادامه مي گويد : دليل دوم کمبود ظرفيت دانشگاه و اشغال آن توسط دخترها مي داند. با ايجاد دانشگاه دخترانه که احتمالا سطح پايين يا متوسطي خواهند داشت و با رفتن دخترها به اين دانشگاه ها مراکز عالي با کيفيت تر براي پسر ها خالي می شوندو کم کم دانشگاه ها پسرانه و دخترانه خواهند شد.

وی در پایان می گويد : تجربه ثابت کرده ه از وعده يک طرح تا اجراي شدن آن زمان طولاني طول مي کشد ، اما اينک جدا شدن کلاس ها و کتابخانه ها و سلف ها و راهروها به جدايي دانشگاه بينجامد دغدغه ايی است که برای مدت کوتاه هم تحملش سخت است.

                                                منبع:ایران-ایران

نوشته شده توسط شهاب در پنجشنبه 10 خرداد1386 |
 

تاثیر عشق برسلامتی

         

عشق فقط احساسی خوب به شما هدیه نمیدهد—بلکه
می تـواند بـا بیماریها مقابله کرده، ایمنی بدن شما را بالا
برده و استرستان را هـم کـاهش دهـد. در ایـــن مقاله می
خواهیم به تاثیرات عشق بر سلامتی بپردازیم.

 چـه کسـی دوست نـدارد عـاشق بـــاشد؟ اگـر طرفتان یک
عـاشق واقعـــی باشد، به درد و دل های شما در مورد کار
و زندگی گوش می دهد، اجازه می دهد آخرین تکه ی پیتزا را شما بردارید و هیچ وقت هم یادش نمی رود که آشغال ها را دم در بگذارد. انتظار ندارد که با او فیلم های جنگی تماشا کنید و همیشه و در همه حال به نظرش شما زیباترین زن دنیا هستید، حتی در لباس خانه.

 دیر زمانی است که دانشمندان تمایل بسیار زیادی به اثبات فواید و تاثیرات مثبت عشق بر سلامتی داشته اند. محققان نمی توانند به جرات اعلام کنند که وقتی صحبت از سلامتی به میان می آید، عشق از داشتن یک خانواده ی سالم و دوستان صمیمی هم پیشی می گیرد. اما درصدد کشف این نکته هستند که چطور سکس مشروع و ملاطفت های عاشقانه قدرت جسمانی افراد را تقویت کرده، درمان بیماری ها را سرعت بخشیده و عمر ما را هم بیشتر می کند.

فواید عشق کاملاً آشکار و واضح است:

- براساس تحقیقی که سال گذشته در دانشگاه پیتزبرگ انجام گرفت، به اثبات رسید که در زنانی که ازدواج های خوب داشته اند نسبت به آنهایی که روابط پردغدغه و استرس انگیز داشته اند، احتمال ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی کمتر است.

 _ در تحقیق گسترده ای که روی طول عمر از سال 1979 انجام گرفته است، محققان دریافته اند که افراد متاهل بیشتر عمر میکنند، کمتر دچار حملات قلبی و سرطان میشوند، و حتی میزان ابتلای آنان به ذات الریه و سینه پهلو هم نسبت به افراد مجرد کمتر است.

 - و تحقیق جدیدی که در دانشگاه لووا انجام گرفته، به اثبات رسیده است که در بیماران مبتلا به سرطان تخمدانی که حس دلبستگی بیشتری به خانواده دارند، سلول های دفاعی بیشتری در محل تومر ایجاد می شود و این گلوبول های سفید خون، با سلول های سرطانی مقابله می کنند.

 برخی متخصصین تصور می کنند که مدت زمانی نخواهد گذشت که دیگر پزشکان به جای تجویز رژیم های غذایی کم کلسترول و استراحت کافی براي زوجها، سکس های پرحرارت و ارتباطات عاشقانه را به بیماران خود توصیه خواهند کرد.

فواید بغل کردن :

پزشکان دانشگاه کارولینای شمالی دریافته اند که بغل کردن و در آغوش گرفتن به طرز قابل توجهی فشارخون را پایین می آورد و میزان اوکسیتوسین خون که مهمترین هورمون در سکس، شیر دادن از پستان، و ارگاسم است، را هم افزایش می دهد.

 محققان از زوج های مختلف خواستند تا کنار هم نشسته و 10 دقیقه با هم صحبت کنند و بعد به مدتی طولانی همدیگر را در آغوش بگیرند. و بعد در آزمایشاتی که از آنها گرفته شد، مشخص شد که تغییرات مثبتی در وضعیت فشارخون و میزان اوکسیتوسین خونشان پدید آمده است.

 اما تحقیقات نشان داده است که تاثیرات در آغوش گرفتن ها و بغل کردن های مداوم در روز بسیار بیشتر از اینهاست. آزمایشات نشان داده است که زنانی که میزان اوکسیتوسین خونشان بالاتر است، فشارخونشان  mm/Hg 10 پایین تر از زنانی است که میزان اوکسیتوسین خونشان پایین است. و این تغییر دقیقاً مشابه تغییراتی است که داروهای فشارخون در افراد ایجاد می کند.

 پروفسور کاتلین لایت اینطور بیان میکند، "هرچه میزان این در آغوش گرفتن ها بیشتر بوده باشد، به همان میزان اوکسیتوسین خون هم در این خانم ها افزایش پیدا کرده و درواقع این بغل کردن ها به طور غیرمستقیم با پایین آمدن فشارخون آنها در ارتباط است." اما طبق تحقیقات و آزمایشات، بغل کردن هیچ تاثیر مثبتی بر مردها نداشته است. (که من مخالفم)

 تحقیقی که در سال 2002 در دانشگاه بریستول انگلستان انجام گرفت، نشان داده است که احتمال ایجاد حملات قلبی در مردات متاهلي که حداقل دو یا سه بار در هفته سکس می کنند، تقریباً نصف است. و در تحقیق اخیری که در مؤسسه ی ملی سرطان انجام گرفته است، محققان دریافته اند که مردهایی که به طور مرتب با همسر خود سکس دارند کمتر به سرطان پروستات مبتلا می شوند.

 هورمون اوکسیتوسین همچنین در شیر دادن مادرها هم تاثیر دارد. به این صورت که زنانی که نوزادان خود را از پستان خود شیر می دهند کمتر به سرطان سینه مبتلا میشوند و محققان این مسئله را بی ارتباط با این هورمون نمی دانند.

 پروفسور لایت عقیده دارد، "با اطمینان می توان گفت که هورمون اوکسیتوسین در نزدیکی احساسی و فیزیکی زوج ها تاثیر مستقیم دارد. اما قدرت شفابخش این هورمون هنوز به طور قطع ثابت نشده است اما خیلی زود به اثبات خواهد رسید."

 اوکسیتوسین همچنین در ارگاسم خانم و آقایان هم نقش دارد. اما اینکه سکس مستقیماً باعث تقویت سلامتی در خانم ها می شود، هنوز قطعی نشده است. یکی از عینی ترین این ارتباط در تحقیقی که توسط پروفسور کارل جی چارنتسکی از دانشگاه والکس انجام گرفته، دیده می شود.

 او در سال 2004، عملکرد سیستم دفاعی بدن 112 زوج دانشجو را بررسی کرد که بسیاری از آنها روابط عاشقانه داشتند. میزان پادتن و گلوبول های دفاعی در آنهایی که یک یا دو بار در هفته با همسر خود سکس داشتند نسبت به آنها که کمتر از این میزان داشتند یا اصلاً نداشتند، به طرز قابل توجهی بیشتر بوده است.

 داشتن حداقل یکبار در هفته می تواند توصیه ی بسیار خوبی برای شما  باشد. اما نکته ی جالب این است که براساس این تحقیق پروفسور چارنتسکی کشف کرد که سیستم ایمنی آنهایی که سه بار یا بیشتر در هفته سکس داشتند تفاوت چندانی با آنها که اصلاً سکس نداشتند نمی کند. او اینطور استدلال می کند، "احتمالاً آنهایی که یکبار در هفته سکس می کنند روابط بسیار سالمتر و مطمئن تری داشته و نیاز به اثبات چیزی ندارند."

 سکس به طور مداوم همچنین با نزدیک تر کردن و بهبود بخشیدن به کیفیت رابطه میتواند در سلامت خانم ها تاثیر داشته باشد. وقتی زوجین از سکس با یکدیگر احساس شادی و خوشنودی داشته باشند، میزان زیادی از مشاجرات و اختلافاتشان برطرف خواهد شد.

 محققان دانشگاه شِفیلد در انگلستان با 28 شرکت کننده که حداقل 20 سال از ازدواجشان گذشته بوده مصاحبه ای ترتیب دادند و دریافتند که باثبات و استوار بودن زندگی جنسی، یکی از مهمترین اصول هر ازدواج است.

 شارون هیچلیف محقق روانشناس از این دانشگاه عقیده دارد، "اکثریت شرکت کننده های ما احساس می کردند که سکس یکی از بهترین راه ها برای ابراز علاقه در ازدواجشان بوده است." و وقتی مشکلاتی—مشکلات جسمی یا تغییر در برنامه ها—پیش می آمده، سکس برای این زوج ها دشوارتر بوده است، اما آنها راهی پیدا کرده اند که خیی سریع و راحت با موقعیت بیایند و اجازه ندهند رواط جنسیشات آسیبی ببیند.

چرا باید احساس نزدیکی کنیم؟

 متخصصین اعتقاد دارند که سکس فقط یکی از جنبه های برقراری ارتباط است و به اندازه ی جادوی واقعی رابطه، یعنی تعهد، قدرتمند نیست. حس باهم بودن، حتی در سختی ها، ویژگی است که برایان بیکر روانشناس دانشگاه تورنتو آن را پیوستگی مینامد. او در تحقیقات خود دریافته است که تعهد خیلی بیشتر از داشتن یک رابطه ی جنسی عالی، برای سلامتی و خوشبختی لازم است.

 در یکی از تحقیقات خود، او 229 نفر را که به شدت تحت فشارهای کاری بوده اند تحت بررسی قرار داده است. بااینکه این افراد در ابتدا فشارخون بالایی داشته اند، اما فشارخون آندسته که ازدواج های موفق داشته اند بعد از گذشت 12 ماه تا mm/Hg 2.5 کاهش پیدا کرده است.

 دکتر بیکر اعتقاد دارد که زوج ها برای شادتر و خوشبخت تر زیستن، باید سعی کنند اوقات بیشتری را کنار هم بگذرانند و تاحد ممکن کارهایشان را به اتفاق هم انجام دهند. منظور این نیست که سکس تاثیری بر روابط این زوج ها ندارد؛ آن هم یکی از ابزارهای خوشبختی است. اما تحقیقات نشان داده است که حس پیوستگی در زوج هایی که کمتر سکس داشته اند چندان کمتر از بقیه نبوده و این حس تعهد و همکاری بوده که باعث حفظ و بقای ازدواجشان شده است.

عشق، عشق و باز هم عشق

احساس نزدیکی با همسرتان، واقعاً احساس جادویی به شما خواهد داد. اما وقتی همسرتان عادت داشته باشد که سر میز صبحانه مدام از شما انتقاد کند، چندان برایتان خوشایند نخواهد بود. اکثر خانم ها فکر می کنند که می توانند مردها را عوض کنند.

 اما این به آن معنا نیست که رابطه ها را نمی توان تغییر داد. زوج ها باید یاد بگیرند که شیرین تر دعوا کنند و انتقادهای دوستانه را جایگزین اظهار نظرهای خصمانه خود کنند. دکتر بیکر در این زمینه می گوید، :دعوا و مشاجرا به جای خود کاملاً طبیعی و سالم است—باعث می شود زوج ها درگیر رابطه ی خود باشند."

 اما بین مشاجره ی سالم و دعوا و مشاجره ای که سلامت و امنیت شما را برهم میزند تفاوت بسیار است. تحقیقاتی که در دانشگاه واشنگتن انجام گرفته نشان می دهد که زوج های خوشبخت، هنگام مشاجره و دعوا بسیار مثبت برخورد میکنند و حتی میان بحث و مشاجرات خود از لطیفه و طنز هم استفاده می کنند.

 اما آن نوع دعواهای خانه خراب کن که هر کس هر چیز دم دستش باشد میزند و میشکند، به هیچ عنوان سالم نیست. این مشاجرات ضربان قلب هر دو نفر را به شدت بالا برده و حتی قادر نخواهند بود که به یک راه حل منطقی برسند.

محققان باور دارند که ارتباط گرم و صمیمی بین زن و مرد، نتایج بسیار فوق العاده ای ز نظر سلامتی به بار می آورد، حتی وقتی یکی از آنها سخت بیمار باشد. در مرکز سرطان فاکس چیس در فیلادلفیا، شارون مان پزشک متخصص، روی زوج هایی کار کرده که با تشخیص و درمان سرطان سینه دست و پنجه نرم می کنند. برخی از این زوج ها آموزش دیدند تا حس حمایتی بیشتر نسبت به همسر خود داشته باشند و بقیه به حال خود رها شدند.

حال خانمهایی که همسرانشان برای این منظور آموش دیده بودند، باتوجه به سنجش میزان افسردگی و پریشانیشان، کم کم بهتر شدند. و با اینکه تحقیق دکتر مان فقط بر روی سرطان متمرکز بود، او اعتقاد دارد که زوج ها می توانند از هر مشکل و مانعی در زندگی خود به عنوان راهی برای صمیمیت بیشتر استفاده کنند.

وقتی زن و مرد یاد بگیرند که اظهارنظرهای منفی خود را کمتر کنند و حرف ها و مشکلاتشان را باهم در میان بگذارند-- به جای اینکه وانمود کنند هیچ مشکلی ندارند – یک ازدواج بد به یک ازدواج خوب تبدیل شده و ازدواج های خوب هم روز به رو بهتر خواهند شد.

محققان با آزمایشات و تحقیقات مختلف دریافته اند که چقدر استرس در ازدواج های بد تاثیر منفی دارد و چقدر ازدواج های خوب زن و مرد را از استرس های بیرونی محفوظ می دارد.

زن و مرد باید ارزش با هم و کنار هم بودن را بدانند. بعد از شام کنار هم بنشینند، چای بنوشند و با هم درمورد اوقاتی که آن روز داشته اند صحبت کنند. و اگر می خواهند که سالم بمانند و سالمتر زندگی کنند، باید با هم باشند، کنار هم باشند، و همدیگر را دوست داشته باشند.

                                                                                      منبع:ایران-ایران

نوشته شده توسط شهاب در دوشنبه 17 اردیبهشت1386 |